این کتاب با مقدمه مولف شروع میشود که انرا بنا به توصیه دائره العمارف ایرانیکا به رشته تحریر در اورده و پس از دعوت به نوشتن به کتاب می نویسد: احساس کردم کاریست آسان و مهم .با خود میگفتم هویدا شخصیتی سخت سرشناس بود سیزده سال بر صندلی صدارت تکیه زد ... اما فرضیاتم همه غلط از اب در امد هرچه بیشتر کاویدم بیشتر دریافتم که هویدای واقعی با هویدای خیال من اشتراک چندانی ندارد دومی حتی کاریکاتور خوب اولی هم نبود ..
در این کتاب زندگینامه هویدا از کودکی تا تحصیلاتش در لبنان و سپس چگونگی صدارتش که در واقع اول بعنوان محلل و موقتی بوده بعدا سیزده سال ادامه یافته تا وزیر دربار شدن ان بیان شده و دست اخر سپر بلای خشم توفنده ملت شده و روانه زندان میگردد و در روزهای پیروزی انقلاب حتی میتوانسته بنوعی فرار نماید اما ترجیح داده زندانی باقی بماند و محاکمه شود تا اینکه اقای خلخالی ساعت یک بعد از ظهر روز 18 فروردین 58 روانه زندان قصر میشود و پس از صرف نان و پنیر مقدمه برگزاری دادگاه را فراهم و حتی تلفنهای زندان را قطع میکندو تلفنها را داخل یخچال پنهان میکند ! تا توصیه ای از جائی نیاید (چون هم از سوی دولت موقت اصرار بود دادگاه عادلانه ای با تشریفات مرسوم و هیئت منصفه تشکیل شود و هم چون هویدا دوستان زیادی در خارج از کشور داشت همه با نوشتن نامه هائی خواهان رهائی او بودند) حدود ساعت سه دادگاه رسما اغاز بکار کرد ایاتی از قران تلاوت و سپس متن کیفر خواست قرائت شد هویدا در دفاعیاتش تاکید کرد که اداره ساواک به عهده شاه بود و لاغیر و از جنگ جهانی دوم به بعد همه نخست وزیران باستثنای دکتر مصدق در چهار چوب سیستمی واحد عمل میکردند که در ان بخش اعظم اختیارات در دست شاه بود وگفت من این سیستم را اختراع نکردم بلکه تنها تداومش دادم و از کسانی که در ساواک شکنجه و عذاب شده اند پوزش خواست اما رای دادگاه پس از شور اعدام بود هویدا یکماه فرصت خواست تا تاریخ معاصر را بنویسد اما خلخالی باو اجازه نداد درخواست ملاقات با مرحوم احمد اقا را هم نپذیرفت چون ظاهرا هویدا برای خروج احمد اقا از کشور و تهیه پاسپورت باو کمک کرده بود و فکر میکرد شاید راه نجاتش باشد هویدا حتی حاضر به نوشتن وصیتنامه هم نشد البته او قبلا چنین کاری کرده بود و انرا نزد برادرش گذاشته بود خلاصه هویدا بسوی حیاط زندان هدایت میشود و به محض اینکه پایش به حیاط رسید دوگلوله از پشت سر باو شلیک و او را نقش بر زمین کرد. و به زندگی مردی که سیزده سال نخست وزیر ایران بود و گل ارکیده و پیپ معروفش از مشخصه های او بود پایان داد ولی چه بسا اگر فرصتی باو میدادند شاید بخشی از تاریخ معاصر ایران شفاف تر میشد.
این کتاب را نشر اختران در حدود 562 صفحه منتشر کرده ودر پایان کتاب عکسهای تاریخی وجود دارد که در نوع خود جالب است این کتاب برای من بسیار جالب بود بهمین علت خواندن انرا به علاقمندان تاریخ توصیه میکنم .
ما را در سایت ما وکورش دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 75